پیامبران زیادی واسطه میان انسان و آفریدگار بوده‌اند و در قرآن نام، صفات و دلیل شایستگی برخی از آنان برای دریافت مقام رسالت بیان شده است. در مقایسه صفات فرستادگان خداوند با حضرت محمد(ص)، معلوم می‌شود ایشان همه صفات و شایستگی‌های آنان را نیز دارد. شاید به این دلیل مولوی نام «احمد» را نام همه پیامبران دانسته، سنایی زبان در نعت فردی جز پیامبر را خطا می‌داند و سعدی نیز عشق به پیامبر و خاندان ایشان را بی‌نیاز‌کننده از سایر عشق‌ها لقب داده است.
   بی‌شماری فضایل و صفات نیکوی پیامبر، هنرمندان اسلامی را توانا کرده است تا هر روز طرحی زیبا از زندگی ایشان را به مردم نشان دهند. البته جامعیت رسول خدا(ص) معرفی ایشان به وسیله متفکران اسلامی را دشوار و حتی ناممکن کرده است. ازاین‌رو هرکدام او را نمونه کامل فضیلتی که خود در پی آن روان بوده‌اند، دانسته‌اند. برای نمونه فیلسوفان او را «عقل کامل» و عارفان نیز او را «انسان کامل» نامیده‌اند. نگارنده نیز مانند همه پژوهشگران زندگی پیامبرِ مهر و محبت، همیشه در مقابل بزرگی ایشان به احترام ایستاده و خواهد ایستاد. یکی از نکته‌های زندگی پیامبر اسلام که شیفته آن هستم، جدیت در ابلاغ کامل رسالت بود. قرآن و اهل‌بیت پیامبر(ص) بهترین منبع برای شناخت ایشان هستند که احساسات پیامبر و تلاش ایشان برای پیگیری وظیفه‌اش را شرح داده‌اند.
رسول خدا(ص) برای دعوت انسان‌ها و نشر پیام آسمانی، زمان و مکان خاصی را معین نمی‌کرد. به تعبیر امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه (خطبه ١٠٨): «پیامبر طبیبی است که برای درمان بیماران، سیار است، مرهم‌های شفابخش او آماده و ابزار داغ‌کردن زخم‌ها را گداخته، برای شفای قلب‌های کور و گوش‌های ناشنوا و زبان‌های لال آماده است و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش‌شده و سرگردان است». امام‌علی(ع) به‌خوبی مسئولیت‌پذیری پیامبر برای ابلاغ رسالت را نشان داده است. در قرآن کریم نیز تعبیری کامل از تلاش پیامبر برای هدایت انسان‌ها بیان شده است. در سوره کهف آیه ۶ می‌‌فرماید:
«شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه در پیگیری [کار]شان تباه کنی». بدون تردید در کتاب‌های تاریخی و سیره پیامبر هیچ‌گونه برافروختگی و پرخاش از پیامبر در مقابل کسانی که حرف او را نمی‌شنیدند یا آن را مسخره می‌کردند، بیان نشده است. اهمیت و عظمت پیام الهی و دلسوزی شدید برای هدایت انسان‌ها هیچ‌وقت باعث نشد ایشان به خشونت در کلام و رفتار برای هدایت مردم متوسل شود. این ویژگی پیامبر اسلام(ص) با توجه به وضعیت ما در جهان اسلام و حتی در وضعیت کل دنیا، بیشتر جلوه می‌کند. متأسفانه امت اسلام با مشکلاتی مانند بی‌عدالتی، تبعیض جنسیتی، تحمل‌نکردن مخالف، رشوه، اختلاس، محترم‌نبودن آبروی افراد و… . روبه‌روست و با ابزاری که برای حل آنها استفاده می‌کند، توانایی رهایی از مشکلات را ندارد. وضعیت امت اسلام مانند افراد گرفتار در مرداب است و با دست‌وپازدن مشکل خود را چند برابر می‌کند. برای حل این مشکلات، دیگر نیازی به فرستادن پیامبر و آیین جدید نیست. تنها مرهم و دارو برای درمان این مشکلات یادگرفتن «اخلاق پیامبری» است. دلسوزی برای انسان‌ها و ساختن جامعه خوب، تنها اندکی از راه‌حل مشکلات است. بخش بزرگ‌تر برای داشتن فرد ایده‌آل و جامعه ایده‌آل، یادگرفتن «اخلاق دلسوزی» است. باید دوباره زندگی پیامبر را بررسی کنیم و ویژگی‌هایی که جامعه اسلام به آن نیاز دارد را در سیره پیامبر کشف کنیم.