کرامت از نگاه مولوی
دانستن نظر شخصی مولانا در باره کرامت و تلقی وی ازآن اهمیت شایانی دارد . وقتی به مولانا می گویند که حاجی بکتاش خراسانی آب را به خون بدل می سازد ،می گوید:کاشکی خون را آب کردی ،چه آب طاهر را نجس کردن چندان هنری نیست" و بدین کرامت ابدا اعتنایی قایل نمی شود . افلاکی در کتاب مناقب العارفین نقل می -کند که سید تاج الدین بن سید احمد ارفاعی با جماعتی از درویشان به قونیه آمده بود . اکابر و امرا و عوام الناس و اهل فتوت از او استقبال کرده ،در مدرسه جلاالدین فرود آمده بودند . مردم رغبتی عظیم نشان داده بودند . زیرا که کارهای از آنان کارهای عجیب سر می زد چون درون آتش رفتن و آهن گداخته در دهان گذاشتن و مار خوردن و غیر آن و عوام آنها را کرامت می پنداشتند . در این میان کرا خاتون زوجه مولانا آمد و التماس کرد که بآن مدرسه برود تا آن جماعت را تماشا کند مولانا او را از رفتن منع کرد زیرا او آن کارها را لغو و بازی می دانست .
منبع:کتاب مولانا جلاالدین نوشته عبدالباقی گولپینارلی
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 14:5 توسط
|