قرآن کتاب وحدت
در قرآن آیات زیادی وجود دارد که مردم را از یک جنس دانسته و آنها را به وحدت که اساس حیات طیبه است دعوت می کند و امتیازهای ظاهری را مایه شناخت انسان ها معرفی می کند مثل آیه شریفه 13سوره حجرات که می فرماید: یا ایهاالناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم.
یعنی ای مردم، ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را تیره ها و قبایلی قرار دادیم تا همدیگر را یشناسید و درک کنید (زندگی هماهنگ داشته باشید ) با فضیلت ترین شما نزد خداوند ،با تقواترین شماست.
و همین طور آیات دیگری که در قرآن گویای این مسئله است که به چند مورد از آنها اشاره می شود.از قبیل :
یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه- سوره بقره آیه 208
(( ای مردم با ایمان، همگی و عموما در صلح و صفا وارد شوید.))
فمن آمن و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون-سوره انعام آیه 48
((کسانی که ایمان آوردند و به اصلاح فرد و اجتماع پرداختند، برای آنان نه ترسی هست و نه اندوهی.))
ان تبروا و تتقوا و تصلحوا ذات بین الناس- سوره بقره آیه 224
((نیکوکاری کنید و تقوا بورزید و در میان مردم صلح را برقرار کنید.))
فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم- سوره انفال آیه 1
((به خدا تقوا بورزید و در میان خود،صلح وصفا برقرار کنید.))
انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم- سوره حجرات آیه 10
((مردم با ایمان برادران یکدیگرند میان برادرانتان صلح را برقرار کنید.))
آیا این آیات که در ایجاد اتحاد و صلح میان مردم، با صراحت کامل دستور می دهند،ازاختلافات ویران گر قضاوت ها و فتاوی جلوگیری نمی کنند!؟ آیا امکان دارد که خداوندمتعال که برای ایجاد صلح وصفا وبرداشتن پراکندگی ها تاکید می کند،اختلاف درقضاوتو فتوی را که موجب تشتت و پراکندگی ارتباطات افراد جامعه باشد، تجویز کند؟!
آیا این بهانه صحیح است که: (([چون]من قاضی هستم، من مجتهدم، همین است که میگویم ودیگرصاحب نظران بایستی ازمن تبعیت کنند!؟))این نوعی ازخودخواهی خطرناک است که به قیمت ازبین رفتن جانهای آدمیان و پایمال شدن حقوق کار و نابودشدن شخصیتها تمام می شود. آیا با آن همه دلایل عقلی و این همه آیات که با بیانات گوناگون، حیات وشوون آن راجلوه گاه عظمت و مشیت خداوندی مطرح میکنند، میتوان اختلافات ویرانگررا تجویز کرد؟! برای رسیدن به وحدت وصلح در روابط انسانی، جز شورای قضایی وشورای فتوایی،راه یگری وجود ندارد؛شورایی که نخست بتواند خودخواهی وتکیه بر رای شخصی مخلوط با ذوقیات بی اساس و اصول پیش ساخته اثبات نشده را ازدلهای اعضای شورا بزداید.