تصحیح انحراف های فکری و توجیهی
در این که به مناسبت نیمه شعبان چه بنویسم فکر می کردم و موضوعات مختلف به ذهنم خطور می کرد.
در ارتباط با عمر حضرت بنویسم ویا این که با استفاده از روایات و دیدگا ه های کلامی در چرایی
غیبت ایشان سخن بگویم . و یا نحوه زندگی آن بزرگوار را در زمان غیبت با خوانندگان در میان بگذارم
و یا اصلا در مورد فلسفه انتطار و یا فلسفه طول عمر آن حضرت و یا سیره عملی آن امام همام مطلبی
بنویسم ویا در مورد شیوه حکومت آن حضرت و رفاه اقتصادی وآسایش و امنیتی که برای جامعه و
انسان ها به ارمغان می آورد و .....تا این که ذهنم معطوف به کلمه "احیاء دین" شد در عصر حاضر
شاید فراوان با این واژه مواجه شده اید و حتما هم اینطور است . ولی آیا راجع به این واژه فکر کرده اید
مگر دین خدا مرده است که کسی آن را زنده کند ؟ خوب اگر دین خدا نمرده باشد پس احیاگری دین چه
معنا پیدا می کند ؟ واقع مطلب این است که دین خدا هیچ وقت نمی میرد و نخواهد مرد اما تحریف ها و
پیرایه ها و خرافات و انحراف های فکری دین خدا را می پوشانند و مردم از اصل دین خدا دور می
افتند و خرافات و پیرایه ها و انحرافات و تحریف ها را به جای دین خدا قبول می کنند در این زمان
است که احیاگری معنا پیدا می کند عالمانی آگاه به مبانی و اصول دین که شناخت درست و صحیح
از دین دارند در برابر انحرافات و تحریف ها می ایستند و با روشنگری به هدایت مردم پرداخته و اصل
دین را از انحراف حفظ می کنند در دوره حاضر ما با احیاگرانی مثل امام خمینی ، ایت الله مطهری
وایت الله دکتر بهشتی و دکتر شریعتی و دیگرعالمان راستین مواجهیم اما اصلاحگر واقعی دین که دین
ناب اسلام را به مردم معرفی خواهد کرد حضرت حجه بن الحسن العسکری "عجل الله تعالی فرجه
الشریف " است او به نحوی دین ناب و خالص را به مردم معرفی خواهد کرد که مردم فکر می کنند او
دین تازه ای آورده است ولی واقع مطلب این است که او دین تازه نیاورده بلکه پیرایه ها و تحریف ها و
انحرافات را کنار زده است دراین ارتباط نوشته ای از استاد محمد حکیمی دیدم که حق مطلب را ادا کرده بود شایسته دیدم جهت آگاهی بیشتر خوانند گان مطلب استاد را با مختصر دخل و تصرف در اینجا ذ کر کنم . .
از اقدامات مهم امام تصحیح انحراف هایی است که در تفسیر احکام وتوجیه مبانی دین به مرور ایام
روی داده است و حذف بردا شت های غیراسلامی و نادرست که به نام اسلام به اذهان القاء شده و
در مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آمده است
یکی از مشکلاتی که امام مهدی با آن روبرو می شود مشکل انحراف ها و برداشت ها و تفسیر های
نادرستی است که در را ه و روش های دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرن ها در
ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است بدانسان که در بسیاری از تعالیم و آموزش های وحی،
اصل دین و احکام سره اسلام ناشناخته مانده و تفسیرها و برداشتهای غلط و نادرست و دین به
نام دین جا خورده و بارور گشته است . .
این موضوع ،مانعی عظیم بر سر راه امام مهدی است و مانع کفر و بی دینی و بی اعتقادی ،در
برابر این مانع(یعنی تحریف) امری ساده است . کفر به سلاحی مجهزنیست و انسان بی اعتقاد حقی
را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده اند و
چیزی را به شکل انحرافی ونادرست به نام دین خدا در ذهن جای نداده است و آیه و حدیثی را به
رای و دلخواه خویش معنی نکرده است بی اعتقادان و کافران نسبت به مسایل اسلام اصیل و خالص
دارای خلا ذهنی هستند و اگرمسایل و احکام به صورت درست تبیین و تفسیر شو د و منطق درستی
در کار باشد و به آنها عرضه گردد به راه می آیند و به حق تن می دهند این کاری آسان است ،
لیکن با مسلمان و خداشناسی که تعالیم دین یا بخش هایی از ان را به گونه ای انحرافی آموخته و
معنای بسیاری از احادیث و آیات قرانی را دگروار فهمیده است و به اصول و روشهایی پایبند و
معتقد است .که در حقیقت ضد دین خدا و راه و روش های پیامیران است چگونه می توان روبرو شد
؟چگونه میتوان به این طبقه فهماند این افکار و اندیشه ها که آنان و مبلغان مذهبی به نام دین به مردم
آموزش داده اند دین خدا نیست ؟ در اینجا مشکلاتی روی می دهد که در مورد کافران و بی اعتقادان وجود ندارد ؟
تردیدی نیست که گذشت قرنها و غرض ورزی ها ی گوناگون درخلال دوران تاریخ گذشته اسلام و
غیبت مفسر واقعی قران و بد آموزی حکومت های ضد اسلامی و بظاهر اسلامی و برداشت های
ارتجاعی روحانیان کوتاه فکر و واپس گرا یاوابسته به دربارها و قدرت های مسلط سیاسی ،یا جیره
خوار طبقات مرفه و اشراف و سرمایه داران ،دگرگونی هایی را در مفاهیم قرانی و آموزش های
اسلامی پدید آورده است به گونه ای که چه بسیار آیات و احادیث و احکام را به سود خود و به نفع
طبقات مرفه تفسیر کردندو معنا یا موضع احکام الهی را دچار تحریف و انحراف ساختند
در بسیاری ازموارد معانی انحرافی و تفسیر های نادرست چنان جا افتاده و درذهن ها جایگزین گشت
که به دشواری می توان اصل دین را اززیر لایه های غلیظ افکار و اندیشه های انحرافی بیرون آورد
و به راحتی به بازشناسی دین خالص پرداخت.
این جریان یکی ازموانع بزرگ درسر راه امام مهدی است زیرا که در این جریان امام تنها با توده
های ناآگاه رویاروی نیست ، بلکه عاملین اصلی تو جیها و تاویل ها و انحراف ها و تحریف ها نیز
پشت سر آنان قرار دارند و همواره به تحریک افکار و فتنه گری مشغولند
عاملان اصلی دگروار تفسیر کردن قران وحدیث از سه جریان تشکیل می شود
۱- روحانیان دنیادار و وابسته
۲-سرمایه داران و اشراف
۳-حکومت های غیر اسلامی و بظاهر اسلامی
نخست چنان تصورمی شود که سرمایه و قدرت عامل ایجادانحراف معنوی وموضعی دراحکام دین
خدااست یعنی صاحبان زر و زور،لیکن با ژرفنگری بیشتر روشن میگردد که عامل سومی نیز دخالت
فراوانی در این جریان شوم دارد . صاحبان زر و زور تحریف را سفارش میدهند و اما کسانی که
به تحریف ها و برداشت ها و تفسیر های غلط دست می زنند و موضع و مدار اصلی احکام الهی را
دگرگون میسازند روحانیان وابسته و دنیا پرست و جیره خوار حکومت ها وطبقه اشراف هستند .
اینان بنابر اطلاع وتخصص و مهارتی که در مسایل و احکام دین دارند می توانند مفهوم و یا
موضع و مدار حکم یا احکامی را تغییر دهند و حکمی را که به زیان طبقه ای است به سود آن طبقه
تفسیر و تو جیه کنند مانند تعالیم کوبنده ای که در اسلام علیه حکومت های خود کامه هست و قرن ها
و قرن ها همان تعالیم به نفع همان حکومت ها توجیه شده است . همچنین دستورات اکید وتوجیه
ناپذیر در مبارزه با مترفان و متکاثران و دنیاداران که درسراسر قران امده است که همه را یا توجیه
کردند یا به دست فراموشی سپردند . فقر و بیکاری و بیماری و بی مسکنی و بی فرهنگی و دیگر
مشکلات فردی و اجتماعی را که به نص احادیث –علل و اسبابی اجتماعی و انسانی دارند ،به تقدیرو
اراده الهی و سر نوشت نسبت دادند و مجرمان و عوامل اصلی راکه استثمارگران و مستکبرانند
مخفی وپنهان داشتند . احکام اسلام رادرباره شرکت بینوایان درثروت اغنیاءودر باره مساوات و ادای
حقوق شرعی و ادای حق جامعه مسکوت گذاشتند و تکلیف الزامی مبارزه با فقرو رفع نیاز نیازمندان
را اخلاقی معرفی کردند وازصبربر فقرومرض ومحرومیت وپاداش های اخروی آن سخن گفتند و
بدینسان احکام را در جهتی ویژه سوق دادند و آنها را از مفهوم و محتوای اصلیش که ساختن جامعه
قایم بالقسط بود تهی ساختند .
مشکل دیگر ی نیز در رویارویی با جریان یاد شده وجود دارد و آن این است که مبارزه دراین
صحنه با خودی فریب خورده است نه بیگانه ستیزه گر . در جامعه های اسلامی که مردم قران در
دست دارند وبرخی عالم نمایانی وجوددارند که قران واحکام آن رادگرگونه تفسیرمیکنند ،دومبارزه
بایدصورت گیرد :نخست تفسیرها و برداشت های نادرست روشن گردد و ابطال شود ودست عالمان
کج اندیش و وابسته به طاغوتان زمان قطع شود و سپس احکام اسلام و آیات قران درست وخالص
تفسیر گردد و به توده های مردم که دچار بد آموزی های گسترده قرارگرفته بودند آموزش داده شود
بخشی از برنامه های کشتار گسترده و فراگیر امام مهدی درجامعه های اسلامی شاید دراین ارتباط و
به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی که در حقیقت ضد اسلام است به جنگ با امام
بر می خیزند و امام ناگزیر با آنان روبرو می شود و کار آنان را یکسره میکند در صورتی که از
افکارنادرست خویش دست برندارند
ظاهرا احادیثی که در باره امام موعودرسیده و از آیین جدید و کتاب جدید و تعالیم جدید سخن گفته
شده است نظر بههمین موضوع است . چون بی گمان قرآن ،آیین جاودان الهی است،واماممهدی تحقق
بخش اهداف و تعالیم و آرمان های همین کتاب مقدس است وذره ای ازحدود آن گام فراتر یا فروتر
نمی نهد .امام مهدی معلم و مفسر واقعی قرآن است و دیین اسلام آیین اوست و بای احیایمجدد تعالیم
قرآن و اسلام قیام می کند پس این که در احادیثی آمده استکه امام موعود دارای کتاب جدیدی است و
آیین نوی عرضه می کند باید دراین گونه تعبیرها خوب نگریسته شود و مقصود از آنها کشف گردد .
بیتردید منظور ایناستکه اسلام و قرآن که در طول اعصار و قرون به دست حاکمان بیدادگر و عالمن
واپسگرا و دنیا دوست و توجیهگر کار دنیاداران و زورمداران ،دچارانحرافها و پیرایه ها گشته است
چون دیگربار درست و خالص تفسیر شود چنان انگاشته می شود که کتاب تازه و آیین جدیدی است.
امام مهدی درنقش سازنده واحیاگرخویش نسبت به اسلام و قرآن همه پیرایه ها را میزداید و اسلام
اصیل محمدی وعلوی را از زیر لایه های غلط افکار و اندیشه های عالم نمایان دنیا پرست و
زورمندان بی باک بیرون میکشد وبه جامعه و مردم عرضه میکند
در پایان به دو حدیث ازامام صادق در ارتباط با روش و دشواری های امام مهدی که درانقلاب خود دارد تبرک می جوییم .
امام صادق (ع) میفرماید :آزاری که قایم به هنگام رستاخیز خویش ازجاهلان آخرالزمان بیند ،بسی
سختر است از آن همه آزار که پیامبر ازمردم جاهلیت دید . راوی می گوید :گفتم این چگونه می شود
؟امام فرمود :پیامبر به میان مردم آمد درحالیکهایشان سنگ و صخره و چوب و تخته های تراشیده
شده رامیپرستیدند و قایم ماکه قیامکندمردمان همه ازکتاب خدا برای اودلیل می آورند و آیه های قرآن
راتاویل و توجیه میکنند (غیبت نعمانی /297)
باز آنحضرت دربیانی دیگرمی فرماید:امام قایم در جنگ خویش با مخالفان به دشواری هایی
برمیخورد که پیامبر بر خورد نکرد زیرا پیامبر آمد ومردمبت های سنگیو چوب های تراشیده را
میپرستیدند (و گرفتارتعالیم انحرافی نبودند )لیکن قایم بامردمی روبرومی شود که رویاروی او می
ایستند و آیه هایکتاب خدا را دربرابر او به نظر خود تاویل میکنند و درهمین راستا با او به نبرد
برمی خیزند .(غیبت نعمانی/ 297)